کارنامه پائولا برونشتاین در عکاسی مستند؛ از افغانستان تا اوکراین
سپهر هنر ایران به نقل از ایرنا; پائولا برونشتاین بیش از هر چیز به عنوان عکاس مستند جنگ و بحرانهای انسانی شناخته میشود. او در آثارش تلاش کرده است نه تنها صحنههای خط مقدم نبرد، بلکه پیامدهای خشونت و جنگ بر زندگی روزمره مردم عادی، بهویژه چهرههای فراموششده و اقشار آسیبپذیر را به تصویر بکشد.
پائولا برونشتاین، عکاس آمریکایی، از همان دوران جوانی به عکاسی علاقهمند شد و دوربین را ابزاری برای روایت واقعیت میدانست. او تحصیلات خود را در رشته عکاسی از دانشگاه کلرادو آغاز کرد، سپس در دانشگاه سالزبورگ اتریش ادامه داد و در نهایت در مؤسسه فناوری روچستر در گرایش فتوژورنالیسم مدرک هنرهای زیبا دریافت کرد.
نخستین تجربههای حرفهای برونشتاین در ایالات متحده و در روزنامه بولتن ژورنال پراویدنس شکل گرفت. او بعدها با روزنامههای نیوهیون رجیستر و هارتفورد کورانت همکاری کرد و در مجموع دوازده سال در رسانههای مختلف فعالیت داشت. در سال ۱۹۹۶ به عنوان عکاس استخدامی به روزنامه شیکاگو تریبون پیوست و پس از آن مدتی در رجیستر-گارد اورگان کار کرد.
از سال ۱۹۹۸ محل زندگی و کار خود را به بانکوک، تایلند منتقل کرد. از همان زمان بخش عمدهای از فعالیت حرفهای او در آسیا رقم خورد. در ژوئن ۲۰۰۲ همکاریاش با آژانس بینالمللی گتی ایمجز (Getty Images) آغاز شد؛ این همکاری بیش از یک دهه ادامه یافت. در این دوره، او مناطق بحرانی متعددی از جمله کشمیر، افغانستان، اندونزی و پاکستان را پوشش داد.
پائولا برونشتاین بیش از هر چیز به عنوان عکاس مستند جنگ و بحرانهای انسانی شناخته میشود. او در آثارش تلاش کرده است نه تنها صحنههای خط مقدم نبرد، بلکه پیامدهای خشونت و جنگ بر زندگی روزمره مردم عادی، بهویژه چهرههای فراموششده و اقشار آسیبپذیر را به تصویر بکشد. این خبرنگار آمریکایی که حرفه او بیش از چهار دهه و در چندین قاره ادامه داشته است، وضعیت مشکلات جوامع مختلف افغانستان پس از تصرف طالبان در سال ۲۰۲۱ را مستند کرده است؛ همچنین تأثیر جنگ بر زندگی سالمندان در اوکراین و مهاجرت روهینگیاییها از میانمار به بنگلادش را پوشش داده است.
از جمله پروژههای شاخص او میتوان به مجموعه «بیوههای جنگ افغانستان» و کتاب تصویری «افغانستان: میان امید و ترس» اشاره کرد؛ آثاری که بازتاب گستردهای در سطح جهانی داشتهاند.
برونشتاین به جای ثبت صرفاً جنگ یا حادثه، انسانهای درون آن را مرکز توجه قرار میدهد؛ زن افغان پشت چادر، کودک پاکستانی میان خرابهها یا پیرمردی در کمپ پناهندگان. او معمولاً لحظههایی را انتخاب میکند که هم قدرت بقا را نشان دهند و هم شکنندگی انسان را. موضوعاتش اغلب حاشیهنشینان، زنان، کودکان و کسانی هستند که صدایشان کمتر شنیده میشود. چهرهها بخش مهمی از روایت تصویری او هستند. چین و چروکها، نگاهها و حتی اشکها در قابهایش پرجزئیات ثبت میشوند. این نزدیک بودن باعث میشود بیننده درگیر سوژه شود.
هرچند موقعیتها اغلب آشفته (جنگ، زلزله، کمپ پناهندگان) هستند اما قابهای او ساختار یافتهاند؛ از خطوط معماری خرابشده گرفته تا نگاه مستقیم سوژهها. این نظم در دل بینظمی خود معنایی عمیق دارد. تصاویر او بازتابی از بیعدالتی جهانی هستند: اینکه قربانیان بحرانها معمولاً کمترین صدای رسانهای را دارند. هر قاب او دعوتی به دیدن «انسان» در شرایط غیرانسانی است.
فعالیتهای برونشتاین همواره با خطر و تنش همراه بوده است. در سال ۲۰۰۷، هنگام پوشش تظاهرات نشست اَپک (APEC) در استرالیا، در حالی که مشغول عکاسی از معترضان بود، توسط پلیس نیو ساوت ولز به زمین پرت شد. در این حادثه تجهیزات او آسیب دید و خودش دچار جراحات سطحی شد. او پس از این ماجرا درخواست تحقیق درباره رفتار پلیس را مطرح کرد.
در سال ۲۰۱۴ نیز در هنگکنگ بازداشت شد. ماجرا زمانی رخ داد که در جریان اعتراضات مونگکوک برای گرفتن زاویهای بهتر از روی یک خودرو عکاسی میکرد. پلیس او را به «آسیب جنایی» متهم کرد و پس از شکایت راننده خودرو، بازداشت شد. او یک شب را در بازداشتگاه گذراند و روز بعد با پرداخت وثیقهای معادل ۳۰۰ دلار هنگکنگ (حدود ۳۸ دلار آمریکا) آزاد شد.
برونشتاین در سال ۲۰۱۱ همراه با عکاس خبری دنیل برهولاک به دلیل پوشش سیل ویرانگر پاکستان به عنوان نامزد نهایی جایزه معتبر پولیتزر در بخش «اخبار فوری» معرفی شد. او در طول فعالیت حرفهای خود جوایز بینالمللی متعددی را نیز کسب کرده است؛ از جمله World Press Photo، جایزه John Faber Award از باشگاه مطبوعات خارج از کشور (Overseas Press Club)، جوایز NPPA و جایزه China International Press Photo، این افتخارات جایگاه او را به عنوان یکی از عکاسان مهم فتوژورنالیسم در سطح جهان تثبیت کرده است.
ترجمه مجموعه بیوههای جنگ افغانستان:
پس از دههها جنگ و درگیری، افغانستان امروز کشوری است که میلیونها زن بیوه در آن زندگی میکنند. برآوردها نشان میدهد حدود ۲.۵ میلیون زن بیوه در سراسر این کشور حضور دارند و تنها در شهر کابل بیش از ۵۰ هزار نفر از آنان ساکن هستند.
این زنان با دشواریهای متعددی روبهرو هستند، بخش بزرگی از آنان بیسوادند و تحصیلات رسمی ندارند، در جامعهای که سرنوشت زنان به همسرشان گره خورده است، با از دست دادن شوهر، جایگاه اجتماعی و استقلال اقتصادی خود را نیز از دست میدهند. در فرهنگ عمومی افغانستان، بیوهها غالباً به چشم بدیُمن نگریسته میشوند و نبودِ شبکههای حمایتی مالی، بسیاری از آنان را به ورطه فقر شدید کشانده است.
ازدواج مجدد برای بیوهها گزینهای محدود و پرچالش است. در برخی موارد، ازدواج با یکی از خویشاوندان شوهر درگذشته ممکن است؛ اما اگر زنی تصمیم به ازدواج خارج از خانواده بگیرد، با مشکلاتی جدی مواجه میشود و حتی ممکن است حضانت فرزندانش را از دست بدهد.
از نظر اقتصادی، شرایط بسیار دشوار است. درآمد متوسط یک زن بیوه شاغل در افغانستان تنها حدود ۲۰ دلار در ماه است؛ رقمی که حتی برای تأمین حداقل نیازهای غذایی خانواده کافی نیست. به همین دلیل، صحنه حضور زنان بیوه به همراه فرزندانشان در خیابانهای شلوغ کابل و روی آوردن به گدایی به تصویر روزمرهای تبدیل شده است.
قوانین افغانستان، بهطور نظری، بیوههای جنگی را مستحق دریافت مستمری نظامی میدانند؛ اما این مستمریها مدت محدودی پرداخت میشود و در عمل نیز بهدلیل پیچیدگیهای اداری و نبود یک مرد برای پیگیری پروندهها، بسیاری از زنان موفق به دریافت آن نمیشوند.
از سوی دیگر، زنان بیوه بیش از دیگران در معرض مشکلات روحی و روانی قرار دارند. طرد اجتماعی، ازدواجهای اجباری، خشونتهای جنسیتی و فشارهای اقتصادی زندگی آنان را به شدت دشوار میکند. برخی در نهایت به تنفروشی کشانده میشوند و در مواردی فشارهای روحی و اجتماعی آنان را به خودکشی سوق میدهد.











